شمس الدين حافظ

27

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

عرفان اين گونه سخن بگويد . در مباحث عرفان نظرى وحدت وجود كه يكى از اصلىترين مباحث عرفان است در كلمات حافظ فراوان ديده مىشود . البتّه بازهم نمىتوانم خوددارى كنم از اظهار تأسّف از اينكه بعضى از نويسندگان و ادباى محقّقى كه با وجود مقام والاى تحقيق در ادبيّات از عرفان نظرى اطّلاعى ندارند و در آن كارى نكرده‌اند وحدت وجود را كه به حافظ نسبت داده شده است ، به معناى همه خدايى تعبير كرده‌اند و آن را جزو شطحيّاتى دانسته‌اند كه در زبان حافظ مثل برخى از عرفاى ديگر ظاهر شده است و نه به عنوان يك بينش و طرز تفكّر . مقولهء وحدت تجلّى از مباحث معروف عرفان است در مقابل نظريهء فلاسفهء اسلامى كه قائل به كثرت فاعليّت هستند قرار مىگيرد . عرفا به وحدت فاعليّت و وحدت تجلّى قائل‌اند : عكس روى تو چو در آينهء جام افتاد * صوفى از پرتو مى در طمع خام افتاد يا غزل ( در ازل پرتو حُسنت ز تجلّى دم زد ) كه قبلا اشاره كردم . يا : هر دو عالم يك فروغ روى اوست * گُفتمت پيدا و پنهان نيز هم